ترجمه "monotonny" به فارسی
خسته کننده, یکنواخت بهترین ترجمه های "monotonny" به فارسی هستند.
monotonny
Adjective
adjective
دستور زبان
ciągle taki sam, bez urozmaicenia [..]
-
خسته کننده
adjectiveJednak nowe życie było niewyobrażalnie uciążliwe i monotonne.
اما آنها زندگی سخت و خسته کننده یکنواختی را باید شروع می کردند.
-
یکنواخت
adjectiveNie dlatego, że jest monotonna i betonowa,
نه به این دلیل که یکنواخت و بی احساسه،
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " monotonny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن