ترجمه "mszyce" به فارسی
شتهها, آفیدوییدهآ, شته بهترین ترجمه های "mszyce" به فارسی هستند.
mszyce
noun
Owady, którymi żywią się biedronki [..]
-
شتهها
Mrówki robotnice niektórych gatunków prowadzą nawet hodowle mszyc.
در برخی از انواع آنها، مورچههای کارگر حتی شتهها را در داخل حصارهای محل پرورشی که ساختهاند، جمع میکنند.
-
آفیدوییدهآ
-
شته
-
ترجمه های کمتر
- كالافيديده
- كيتوفوريده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " mszyce " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Mszyce
-
شته
noun
عباراتی شبیه به "mszyce" با ترجمه به فارسی
-
آفیس فابائه
-
شته
-
آفیس گوسیپیای
-
آفیس ناستورتیای
-
آفیس کراسیوورا
-
آفیس پومی
-
آفیس فابائه
اضافه کردن مثال
اضافه کردن