ترجمه "nadzorca" به فارسی

ناظر, سرپرست بهترین ترجمه های "nadzorca" به فارسی هستند.

nadzorca noun masculine دستور زبان

ktoś, kto nadzoruje coś lub kogoś

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ناظر

    noun

    Tytuł miał niewiele większy prestiż niż "przewodniczący" czy "nadzorca".

    و عظمت و شکوه خیلی بیشتری از واژههای «مباشر» یا «ناظر» نداشت.

  • سرپرست

    noun

    Latem tego samego roku skierowano mnie, bym usługiwał afroamerykańskim obwodom na południu kraju jako nadzorca okręgu.

    کمی پس از آن، در تابستان ۱۹۵۳ از من خواسته شد در حوزهٔ سیاهپوستان جنوب سرپرست ناحیه شوم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nadzorca " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nadzorca" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه