ترجمه "nasycenie" به فارسی

اشباع, اقناع, بی نیازی بهترین ترجمه های "nasycenie" به فارسی هستند.

nasycenie noun neuter دستور زبان

Głębia kolorów [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اشباع

    noun

    Dieta bogata w nasycone kwasy tłuszczowe ma negatywny wpływ na neurogenezę.

    در عوض، رژیمهای غذایی سرشار از چربی اشباع شده تاثیر منفی در نوروژنز میگذارند.

  • اقناع

    noun
  • بی نیازی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • خشنودی
    • سر بلندی
    • نیرومندی
    • پر خون
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nasycenie " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nasycenie" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nasycenie" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه