ترجمه "nić" به فارسی

نخ, الیاف, رشته بهترین ترجمه های "nić" به فارسی هستند.

nić noun feminine دستور زبان

cienkie włókno używane np. do szycia [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نخ

    noun

    Jedna skonstruowana z tysiąca stalowych części, druga z pojedynczej nici jedwabnej.

    یکی ساخته شده از هزاران قطعه فولادی، دیگری از نخ ابریشمی یکسره.

  • الیاف

    noun
  • رشته

    noun

    Zniszczenie polega na rozerwaniu podwójnej nici na całej długości helisy.

    خرابی یعنی جدا کردن رشته دوگانهای که در طول مارپیچ دوبل قرار گرفته.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nić " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "nić"

عباراتی شبیه به "nić" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nić" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه