ترجمه "nic" به فارسی

هیچ, هیچچیز, باطل بهترین ترجمه های "nic" به فارسی هستند.

nic pronoun noun neuter دستور زبان

...sygnalizujący – zazwyczaj w połączeniu z przeczeniem – nieistnienie obiektu lub zdarzenia o właściwościach określonych w danym zdaniu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • هیچ

    noun

    Potrzebowałem trochę soli, ale w słoju nie było nic.

    من نمک می خواستم، ولی در بطری شیشه ای هیچ نبود.

  • هیچچیز

    pronoun

    Nic nie przywróci do życia Deah, Yusor i Razan.

    هیچچیز دیگر دیاه، یوسور و رازان را برنمیگرداند.

  • باطل

    noun

    Natomiast oko „niegodziwe” jest przebiegłe, chciwe i zaabsorbowane tym, co nic niewarte.

    برعکس، کسی که چشمی «فاسد» دارد در پی حیله، طمع و چیزهای پوچ و باطل است.

  • ترجمه های کمتر

    • بهیچ وجه
    • زیپ
    • صفر
    • عدم
    • نیستی
    • هر چیزی
    • هیچکس
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nic " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nic" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "nic" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه