ترجمه "niania" به فارسی

دایه, دختر پرستار, پرستار بهترین ترجمه های "niania" به فارسی هستند.

niania noun feminine دستور زبان

kobieta zajmująca się zawodowo dziećmi, opiekująca się nimi

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دایه

    noun

    Jestem tu pierwszy raz od śmierci mojej niani.

    این اولین باری که از زمان مرگ دایه ام اومدم اینجا.

  • دختر پرستار

    noun
  • پرستار

    noun

    Później, gdy prowadziłam kuzyna do szkoły, zwykle byłam brana za jego nianię.

    بعدها، وقتی عموزادهام را به مدرسه میبردم، معمولا به عنوان پرستار بچه اشتباه گرفته میشدم.

  • ترجمه های کمتر

    • پرستار بچه
    • پرورشگاه
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " niania " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Niania

Niania (film 2005)

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • دایه

    noun

    Jestem tu pierwszy raz od śmierci mojej niani.

    این اولین باری که از زمان مرگ دایه ام اومدم اینجا.

اضافه کردن

ترجمه های "niania" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه