ترجمه "nierozumny" به فارسی

ابله, ابلهانه, احمق بهترین ترجمه های "nierozumny" به فارسی هستند.

nierozumny Adjective adjective دستور زبان

głupi, bezmyślny [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ابله

    adjective

    Ale on dowiódł swej lojalności, oznajmiając jej: „Mówisz, jak mówią kobiety nierozumne.

    اما ایوب صادق بود، زیرا به او گفت: «مثل یکی از زنان ابله سخن میگوئی آیا نیکوئیرا از خدا بیابیم و بدیرا نیابیم.

  • ابلهانه

    adjective
  • احمق

    adjective

    Być może dla położenia nacisku król Dawid udziela odpowiedzi aż dwukrotnie: „Nierozumny rzekł w swoim sercu: ‚Nie ma Jehowy’.

    گویی برای تأکید، داود دو بار به این پرسش پاسخ میدهد: «احمق در دل خود میگوید که خدایی نیست.

  • ترجمه های کمتر

    • جاهل
    • نابخرد
    • نادان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nierozumny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nierozumny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه