ترجمه "nuda" به فارسی

ملالت, یکنواختی بهترین ترجمه های "nuda" به فارسی هستند.

nuda noun feminine masculine دستور زبان

stan, gdy jest nudno, gdy nie dzieje się nic ciekawego;

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ملالت

    noun
  • یکنواختی

    noun

    Również coraz więcej kobiet decyduje się na rozwód, aby zerwać małżeństwo, w którym daje się we znaki nuda, niezgoda lub okrucieństwo.

    زنان نیز بیش از پیش برای پایان دادن به یکنواختی، اختلافات و یا تشویش زندگی زناشویی خود، طلاق را ترجیح میدهند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nuda " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "nuda" با ترجمه به فارسی

  • آونا استريگوزا · آونا نودا · يولافهاي برهنه
  • اوستيلاگو آونائه · اوستيلاگو تريتيسي · اوستيلاگو نودا · اوستيلاگو هوردهاي · اوستیلاگو سژتوم
اضافه کردن

ترجمه های "nuda" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه