ترجمه "nudny" به فارسی

کسل کننده, رنجش آور, ملال آور بهترین ترجمه های "nudny" به فارسی هستند.

nudny adjective masculine دستور زبان

wywołujący nudę, niebudzący zainteresowania, powodujący apatię i zmęczenie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کسل کننده

    adjective

    Nikt nigdy nie wspomniał jak nudny będzie koniec świata.

    هيچکس نگفته بود آخر زمان ممکنه چقدر کسل کننده باشه.

  • رنجش آور

  • ملال آور

    adjective

    Ale okazało się że biechemia jest dla mnie bardzo nudna.

    ولی متوجه شدم که بیوشیمی برایم خیلی خسته کننده و ملال آور است.

  • ترجمه های کمتر

    • خسته کننده
    • ناراضی
    • کج خلق
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " nudny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "nudny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه