ترجمه "obraza" به فارسی

توهین, اهانة, دشنام بهترین ترجمه های "obraza" به فارسی هستند.

obraza Noun noun feminine دستور زبان

urażenie czyjejś godności osobistej [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • توهین

    noun

    urażenie czyjejś godności osobistej

    Bez obrazy, ale do tej pory żył w klasztorze i uczył się kung-fu.

    قصد توهین به دنی رو ندارم ولی اون تو صومعه داشته کونگ فو یاد می گرفته

  • اهانة

    urażenie czyjejś godności osobistej

  • دشنام

    urażenie czyjejś godności osobistej

  • ترجمه های کمتر

    • ذلة
    • اهانت
    • بیحرمتی
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " obraza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "obraza" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "obraza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه