ترجمه "okowy" به فارسی
بند, غل و زنجیر بهترین ترجمه های "okowy" به فارسی هستند.
okowy
Noun
noun
دستور زبان
poet. łańcuchy, kajdany, pęta [..]
-
بند
verb nounMiliony ludzi tkwią w okowach przesądów i strachu przed złymi duchami.
امروزه میلیونها انسان، همچون زندانیانِ در بند، اسیر خرافات هستند.
-
غل و زنجیر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " okowy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن