ترجمه "okra" به فارسی

باميه, بامیهها, گلهاي انگشتانه بهترین ترجمه های "okra" به فارسی هستند.

okra noun feminine دستور زبان

bot. Abelmoschus moschatus Medik., roślina jednoroczna o wyprostowanych pędach o wysokości jednego metra i żółtych kwiatach, stosowana jako roślina ozdobna, warzywo i zioło; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • باميه

  • بامیهها

  • گلهاي انگشتانه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " okra " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "okra"

عباراتی شبیه به "okra" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "okra" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه