ترجمه "operacja" به فارسی

جراحی, عملیات, عمل بهترین ترجمه های "operacja" به فارسی هستند.

operacja noun feminine دستور زبان

med. zabieg chirurgiczny; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جراحی

    noun

    Zabieg chirurgiczny.

    A tu widzicie operację z użyciem tego nadgarstka.

    و اینجا شما اولین جراحی را با این مچ ربات می بینید.

  • عملیات

    noun

    Czy to nie niesamowite, jaką kontrolę uzyskuje atakujący tak prostą operacją?

    جالب نیست که یه حمله گر میتونه چقدر کنترل با یه عملیات ساده، بدست بیاره؟

  • عمل

    noun

    Czy muszę przejść operację?

    آیا نیاز به عمل دارم؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " operacja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Operacja
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • عملیات

    noun

    یک صفحهٔ ابهامزدایی ویکیمدیا

    Operacje wykonywane w trakcie przygotowania, wytwarzania i wykorzystania produktu

    عملیات انجام شده طی مدت آماده‌سازی، ساخت یا بهره‌برداری محصول

تصاویر با "operacja"

عباراتی شبیه به "operacja" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "operacja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه