ترجمه "oponentka" به فارسی

حریف, هماورد بهترین ترجمه های "oponentka" به فارسی هستند.

oponentka Noun noun feminine دستور زبان

kobieta, która nie zgadzać się z czymś, oponuje

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • حریف

    adjective
  • هماورد

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " oponentka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate
اضافه کردن

ترجمه های "oponentka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه