ترجمه "organki" به فارسی

سازدهنی, ریباولدکویین بهترین ترجمه های "organki" به فارسی هستند.

organki noun

składa się z szeregu stroików umieszczonych na drewnianej listwie [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سازدهنی

    noun

    Panbanisha z przyjemnością gra na organkach, aż nagle porywa je jednoroczny Nyota.

    پمبنیشا از نواختن سازدهنی لذت می برد. تا اینکه نیوتا که حالا یک سالش شده است آن را می دزدد.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " organki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Organki
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ریباولدکویین

اضافه کردن

ترجمه های "organki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه