ترجمه "organy" به فارسی

ارغنون, ارگ, ارگ بهترین ترجمه های "organy" به فارسی هستند.

organy noun دستور زبان

muz. instrument muzyczny stosowany głównie w kościołach, posiadający wiele piszczałek, klawiaturę i pedały; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارغنون

    noun
  • ارگ

    noun

    Mówiłem, że jutro gram na organach?

    بهت گفتم فردا مي خوام تو کليسا ارگ بزنم ؟

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " organy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Organy
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • ارگ

    noun

    Mówiłem, że jutro gram na organach?

    بهت گفتم فردا مي خوام تو کليسا ارگ بزنم ؟

تصاویر با "organy"

عباراتی شبیه به "organy" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "organy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه