ترجمه "owady" به فارسی
حشرات ترجمه "owady" به فارسی است.
owady
noun
syst. ent. Insecta, gromada stawonogów; [..]
-
حشرات
ردهای از ششپایان
A więc lepiej oswójmy się z pomysłem jedzenia owadów.
پس ما باید به ایده خوردن حشرات عادت کنیم. شاید یکی بگه خوب اونا الان خیلی دردسترس نیستند.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " owady " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "owady" با ترجمه به فارسی
-
حشرات برگخوار
-
هورمونهاي بندپایان · هورمونهاي حشره · هورمونهای بیمهرگان
-
حشره · عنکبوت
-
آفات حشره · حشرات آسيبرسان · حشرات آفت · حشرات زيانآور · حشرات مضر
-
تنظیمکنندههای رشد حشره
-
زولیا (حشره)
-
حشرات مفید
-
گردهافشانها
اضافه کردن مثال
اضافه کردن