ترجمه "płacz" به فارسی

گریستن, گریه, گریستن بهترین ترجمه های "płacz" به فارسی هستند.

płacz noun verb masculine دستور زبان

wylewanie łez; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گریستن

    verb

    A mimo to z początku nie potrafiłem płakać”.

    در ابتدا قادر به گریستن نبودم.»

  • گریه

    noun

    Nie wiem, czy mam płakać, czy śmiać się.

    نمیدانم، آیا گریه کنم یا بخندم.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " płacz " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Płacz
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • گریستن

    verb

    A mimo to z początku nie potrafiłem płakać”.

    در ابتدا قادر به گریستن نبودم.»

عباراتی شبیه به "płacz" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "płacz" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه