ترجمه "plądrowanie" به فارسی
غارت, غارت کردن بهترین ترجمه های "plądrowanie" به فارسی هستند.
plądrowanie
noun
دستور زبان
rzecz. rzeczownik odczas. odczasownikowy od → plądrować [..]
-
غارت
nounNie powinniśmy plądrować jego sklepu lub przeszukiwać domu?
بهتر نيست مغازه اش رو غارت کنيم يا خونه اش رو بگرديم ؟
-
غارت کردن
verbOrki plądrowały Morię, bezczeszcząc święte domy.
... اورک ها'موريا'رو غارت کردن . و به تالارهاي مقدس مان بي حرمتي کردن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plądrowanie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن