ترجمه "pal" به فارسی

tir, نرده بهترین ترجمه های "pal" به فارسی هستند.

pal noun verb masculine دستور زبان

gruby słup osadzony w gruncie, pełniący zwykle funkcję konstrukcyjną [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • tir

  • نرده

    noun

    Nadziano ich na pale.

    روی نرده ها آویزون بودن

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pal " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pal Proper noun دستور زبان
+ اضافه کردن

"Pal" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

PAL noun masculine

= elektron. liniowa zmiana faz (jeden ze standardów nadawania koloru w analogowym sygnale telewizyjnym); [..]

+ اضافه کردن

"PAL" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PAL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "pal"

عباراتی شبیه به "pal" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pal" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه