ترجمه "pal" به فارسی
tir, نرده بهترین ترجمه های "pal" به فارسی هستند.
pal
noun
verb
masculine
دستور زبان
gruby słup osadzony w gruncie, pełniący zwykle funkcję konstrukcyjną [..]
-
tir
-
نرده
nounNadziano ich na pale.
روی نرده ها آویزون بودن
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pal " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pal
Proper noun
دستور زبان
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"Pal" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Pal در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
PAL
noun
masculine
= elektron. liniowa zmiana faz (jeden ze standardów nadawania koloru w analogowym sygnale telewizyjnym); [..]
+
اضافه کردن ترجمه
اضافه کردن
"PAL" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی
در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای PAL در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.
تصاویر با "pal"
عباراتی شبیه به "pal" با ترجمه به فارسی
-
چهارمیل کردن
-
sukhtan · دود کردن · سیگار کشیدن · کشیدن
-
سیگار کشیدن ممنوع اشت
-
دیرکها · ستونها · ستونها (چوب)
-
آتشسوزی · آتشگرفتن · بيشعلهسوختن · سوختن
-
سوختن
-
چهارمیل کردن
-
روغن هسته خرما
اضافه کردن مثال
اضافه کردن