ترجمه "paleta" به فارسی
بارکف, پالتها, تختهرنگ بهترین ترجمه های "paleta" به فارسی هستند.
paleta
Noun
noun
feminine
دستور زبان
znormalizowana drewniana platforma ułatwiająca przeładunek towarów; [..]
-
بارکف
-
پالتها
Próbowałem unieść palety, by obniżyć ciśnienie w pudle rezonansowym,
سعى كردم پالتها را بردارم تا فشار در جعبه صدا كم شود،
-
تختهرنگ
przyrząd malarski do mieszania farb
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " paleta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Paleta
Proper noun
دستور زبان
-
بارکف
تصاویر با "paleta"
عباراتی شبیه به "paleta" با ترجمه به فارسی
-
رسم با قلم
-
پلکان رنگ
اضافه کردن مثال
اضافه کردن