ترجمه "pięta" به فارسی

پاشنه, پاشنه کف, پاشنه بهترین ترجمه های "pięta" به فارسی هستند.

pięta noun feminine دستور زبان

anat. tylna część stopy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاشنه

    noun

    Gdy stanął na podłodze, pomyślałem o umieszczeniu mu na pięcie czujnika nacisku.

    وقتی پایش روی زمین آمد فکر کردم، چرا یک سنسور فشار زیر پاشنه پای او قرار نمیدهم؟

  • پاشنه کف

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pięta " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pięta Proper noun noun masculine دستور زبان

Część stopy, kotwicy lub drzewca masztu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پاشنه

    Gdy stanął na podłodze, pomyślałem o umieszczeniu mu na pięcie czujnika nacisku.

    وقتی پایش روی زمین آمد فکر کردم، چرا یک سنسور فشار زیر پاشنه پای او قرار نمیدهم؟

تصاویر با "pięta"

اضافه کردن

ترجمه های "pięta" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه