ترجمه "pieszy" به فارسی
پیاده, عابر پیاده بهترین ترجمه های "pieszy" به فارسی هستند.
pieszy
adjective
noun
masculine
دستور زبان
poruszający się jedynie na własnych nogach [..]
-
پیاده
nounTak mi się spodobało to, co usłyszałem, że wybrałem się tam pieszo także w następnym tygodniu.
آنچه شنیدم آنقدر هیجانانگیز بود که هفتهٔ بعد پیاده به آنجا رفتم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pieszy " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pieszy
-
عابر پیاده
Ten pieszy może wejść na jezdnię albo nie.
مثلا این عابر پیاده ممکن است داخل خیابان بیاید، و یا نیاید.
تصاویر با "pieszy"
عباراتی شبیه به "pieszy" با ترجمه به فارسی
-
سنگفرش
-
پیاده
-
زیرگذر
-
گذرگاه عابران پیاده
اضافه کردن مثال
اضافه کردن