ترجمه "pierwotny" به فارسی

اصل نخستین, اولیه, باستانی بهترین ترجمه های "pierwotny" به فارسی هستند.

pierwotny Adjective adjective دستور زبان

prehistoryczny, taki, który istniał bardzo dawno temu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اصل نخستین

    adjective
  • اولیه

    adjective

    Przerzuty to ogniska nowotworowe, które powstały z komórek guza pierwotnego przeniesionych przez układ krwionośny lub limfatyczny.

    متاستاز، پخش بیماری از مکان اولیه به مکان دوری است. از طریق گردش خون یا سیستم لنفاوی.

  • باستانی

    adjective

    ♫ Odgłos pierwotnego krzyku ♫

    ♫ صدای یک فریاد باستانی

  • ترجمه های کمتر

    • بسیار قدیمی
    • خاستگاهی
    • پیشین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pierwotny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "pierwotny"

عباراتی شبیه به "pierwotny" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pierwotny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه