ترجمه "pierwsza" به فارسی

اول, اولین, ساعت یک بهترین ترجمه های "pierwsza" به فارسی هستند.

pierwsza noun numeral feminine

godzina 1 po południu lub w nocy [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اول

    adjective

    W sumie okazuje się, że nie ma nikogo, kto by chciał pierwszy o tym powiedzieć. I co teraz?

    معلوم شد کسی نیست که بخواهد اول از همه در بارهی آن صحبت کند. حالا چکار کنیم؟

  • اولین

    adjective

    Kiedy pierwszy raz pojechałem do Hiszpanii, wszystko było dla mnie ekscytujące.

    همه چیز برایم هیجان انگیز بود، هنگامی که برای اولین بار از اسپانیا دیدن کردم.

  • ساعت یک

    Spotkajmy się o pierwszej po południu.

    ساعت یک همدیگر را میبینیم.

  • ترجمه های کمتر

    • نخست
    • نخستین
    • یکم
    • یکمین
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pierwsza " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "pierwsza" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "pierwsza" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه