ترجمه "pijawka" به فارسی
ديوهها, زالو, زالوها بهترین ترجمه های "pijawka" به فارسی هستند.
pijawka
noun
feminine
دستور زبان
zool. drobne zwierzę wodne z typu pierścienic; [..]
-
ديوهها
-
زالو
nounGdybym ja umawiała się z pijawką, Chciałabym, żeby ktoś mi pomógł.
خوب ، اگه با يه زالو قرار ميذاشتم دلم ميخواست يکي بهم بگه
-
زالوها
Chwila, chwila, powiedziales ze tam sa pijawki?
صبرکن ، صبر کن ، گفتی زالوها ؟
-
ترجمه های کمتر
- زالوییان
- زروک
- صدای مزاحم
- طفیلی
- پارازیت
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pijawka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "pijawka"
اضافه کردن مثال
اضافه کردن