ترجمه "pijawki" به فارسی
زالو, زالو بهترین ترجمه های "pijawki" به فارسی هستند.
pijawki
noun
-
زالو
nounGdybym ja umawiała się z pijawką, Chciałabym, żeby ktoś mi pomógł.
خوب ، اگه با يه زالو قرار ميذاشتم دلم ميخواست يکي بهم بگه
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " pijawki " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
Pijawki
-
زالو
nounPijawka nie przegapia urodzin matki przez zapicie się na śmierć.
حداقل این زالو از مستی بیهوش نمیشه و روز تولد مادرش یادش نمیره
عباراتی شبیه به "pijawki" با ترجمه به فارسی
-
ديوهها · زالو · زالوها · زالوییان · زروک · صدای مزاحم · طفیلی · پارازیت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن