ترجمه "pijawki" به فارسی

زالو, زالو بهترین ترجمه های "pijawki" به فارسی هستند.

pijawki noun
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زالو

    noun

    Gdybym ja umawiała się z pijawką, Chciałabym, żeby ktoś mi pomógł.

    خوب ، اگه با يه زالو قرار ميذاشتم دلم ميخواست يکي بهم بگه

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " pijawki " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Pijawki
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • زالو

    noun

    Pijawka nie przegapia urodzin matki przez zapicie się na śmierć.

    حداقل این زالو از مستی بیهوش نمیشه و روز تولد مادرش یادش نمیره

عباراتی شبیه به "pijawki" با ترجمه به فارسی

  • ديوهها · زالو · زالوها · زالوییان · زروک · صدای مزاحم · طفیلی · پارازیت
اضافه کردن

ترجمه های "pijawki" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه