ترجمه "piwo" به فارسی
آب جو, آبجو, آبجوها بهترین ترجمه های "piwo" به فارسی هستند.
piwo
noun
neuter
دستور زبان
spoż. kulin. niskoalkoholowy napój orzeźwiający; [..]
-
آب جو
Biorąc pod uwagę odparowywanie, to potrzeba ponad sto litrów wody żeby uwarzyć litr piwa.
با لحاظ کردنِ همهی آبکشیها، یک پیمانه آب جو، بیش از صد پیمانه آب مصرف میکنه.
-
آبجو
nounnapój alkoholowy
Poszedłem na piwo z przyjaciółmi.
من برای نوشیدن آبجو با دوستانم بیرون رفتم.
-
آبجوها
Próba tych samych piw bez nalepek dałaby inne rezultaty.
خُب، اگر همان کار را می کردیم، شما هم آبجوها را مزه می کردید، حالا با کورمزهگی، نتیجه کمی متفاوت خواهد بود.
-
ترجمه های کمتر
- آبجوهاي انگليسي
- آبجوهاي سياه
- لاژرها
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " piwo " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "piwo"
عباراتی شبیه به "piwo" با ترجمه به فارسی
-
گونههای آبجو
-
دم کردن
-
آبجو گندمی
-
ماءالشعیر
-
اصطلاحات فنی · رموز فنی · ناچیز · نکته فنی · چیز جزیی
-
آبجوسازی · خيساندن مالت · مالتسازي
اضافه کردن مثال
اضافه کردن