ترجمه "plac" به فارسی

میدان ترجمه "plac" به فارسی است.

plac noun masculine دستور زبان

wydzielona część miasta, otoczona ulicami i budynkami, zwykle wyłączona z ruchu pojazdów; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • میدان

    noun

    otwarta przestrzeń miejska [..]

    Umieszczą ją na środku placu na publiczne potępienie.

    بزارنش توی میدان اصلی شهر برای عبرت عموم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plac " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "plac"

عباراتی شبیه به "plac" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plac" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه