ترجمه "plamka" به فارسی
خال, رگه, لکه کوچک بهترین ترجمه های "plamka" به فارسی هستند.
plamka
Noun
noun
feminine
دستور زبان
zdrobn. plama [..]
-
خال
nounA mi twoje plamki.
منم از خال هات خوشم مياد!
-
رگه
nounWidzisz te czarne plamki u Camerona?
اين رگه هاي سياه رو توي مال کامرون ميبينين ؟
-
لکه کوچک
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plamka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "plamka" با ترجمه به فارسی
-
نقطه کور
-
دژنراسیون ماکولا
-
لکه زرد
-
ماکولا دنسا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن