ترجمه "plan" به فارسی
برنامه, طرح, الگو بهترین ترجمه های "plan" به فارسی هستند.
plan
noun
masculine
دستور زبان
to, co chcemy zrobić [..]
-
برنامه
nounNie umiemy snuć planów ani wchodzić na górę powodzenia, czy sukcesu.
ما میتوانیم برنامه را هاشور بزنیم و ادعا کنیم که این پله های محبوبیت ، و موفقیت است.
-
طرح
nounW rzeczywistości, dla miasta, ten plan ma charakter planu B.
که به شکل ساده، ایجاد یک طرح ثانویه برای شهر است.
-
الگو
noun
-
ترجمه های کمتر
- تدبیر
- دیزاین
- صفحه
- طراحی
- مدل
- نقشه
- پلان
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " plan " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "plan"
عباراتی شبیه به "plan" با ترجمه به فارسی
-
رنگ پیش زمینه
-
برنامههای توسعه
-
زونبندی
-
طرح کلمبو
-
برنامه شماره گيري
-
طرحوارههای آبیاری
-
حقالزحمه · دستمزدها · دستمزدهای زمانی · نرخ دستمزد
-
برنامهریزی ملی
اضافه کردن مثال
اضافه کردن