ترجمه "plecy" به فارسی

پشت, پس, ظهر بهترین ترجمه های "plecy" به فارسی هستند.

plecy noun p دستور زبان

anat. tylna część tułowia, od barków do pasa; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • پشت

    noun

    A wygląda tak jak to, co mam za plecami.

    آن را می توانید پشت سر من ببینید.

  • پس

    adjective conjunction noun adverb

    A więc mogą odłożyć broń i położyć się na ziemi z rękami na plecach?

    پس اگه بهشون بگي اسلحه هاشون رو بندازن ، بخوابن روي زمين و دستاشون رو پشتشون بذارن

  • ظهر

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • منطقه كمري
    • پشت انسان
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plecy " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "plecy"

اضافه کردن

ترجمه های "plecy" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه