ترجمه "plon" به فارسی

برداشت, دستاورد, محصول بهترین ترجمه های "plon" به فارسی هستند.

plon noun masculine دستور زبان

zysk z roślin uprawnych: ziaren, warzyw, owoców [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • برداشت

    noun

    Rozumie, że musi cierpliwie czekać na „cenny plon ziemi”.

    او میداند که باید صبور باشد و منتظر بماند تا «ثمرهٔ پرارزش زمین» را برداشت کند.

  • دستاورد

  • محصول

    noun

    Czytamy tam, że Izraelici mieli pozwolić osobom uciśnionym oraz osiadłym przybyszom korzystać z ich plonów.

    اسرائیلیان میباید هنگام حصاد به فقیران و غریبهها اجازه میدادند در برداشت محصول سهم داشته باشند.

  • محصول کشاورزی

    miara wydajności roślin uprawnych

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plon " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "plon"

عباراتی شبیه به "plon" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "plon" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه