ترجمه "plwocina" به فارسی

اخلاط چهارگانه, بلغم, تف بهترین ترجمه های "plwocina" به فارسی هستند.

plwocina Noun noun feminine دستور زبان

fizj. płynna, śluzowata treść wydzielona podczas wypluwania [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • اخلاط چهارگانه

  • بلغم

    noun
  • تف

    noun

    Byłeś biały jak plwocina na polu bawełny.

    مثه تف تو پنبه زار سفيد بودى

  • ترجمه های کمتر

    • خلط
    • خلط سینه
    • مخاط
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " plwocina " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Plwocina
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • خلط سینه

تصاویر با "plwocina"

اضافه کردن

ترجمه های "plwocina" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه