ترجمه "policzenie" به فارسی
شمار, شمارش, کنت بهترین ترجمه های "policzenie" به فارسی هستند.
policzenie
Noun
noun
دستور زبان
rzecz. rzeczownik odczas. odczasownikowy od → policzyć [..]
-
شمار
nounPotrafi policzyć, a nawet nazwać po imieniu niezliczone biliony gwiazd w miliardach galaktyk!
او میتواند کادریلیونها ستارهٔ بیشمار را در میلیاردها کهکشانشان بشمارد، بله، حتی آنان را نامگذاری کند!
-
شمارش
nounSmut będzie je chciał policzyć, co doprowadza mnie do szału.
اسمات مي خواد دوباره شمارش رو شروع کنه و اين کارش ميره رو مخ من.
-
کنت
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " policzenie " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن