ترجمه "próbka" به فارسی
نمونه ترجمه "próbka" به فارسی است.
próbka
Noun
noun
feminine
دستور زبان
mała porcja czegoś przeznaczona do badań [..]
-
نمونه
nounmała ilość badanego materiału
Więc pobraliśmy z tej autostrady wiele próbek i przetestowaliśmy je w laboratorium.
ما نمونه های بسیاری از این جاده گرفتیم و آن ها را در آزمایشگاه مورد بررسی قرار دادیم.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " próbka " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "próbka"
عباراتی شبیه به "próbka" با ترجمه به فارسی
-
نمونهبرداري تصادفي · نمونهبرداري خوشهاي · نمونهبرداری · نمونهگیری
-
نمونهبرداري تصادفي · نمونهبرداري خوشهاي · نمونهبرداری · نمونهگیری
-
نمونهبرداري تصادفي · نمونهبرداري خوشهاي · نمونهبرداری · نمونهگیری
-
نمونهبرداري خاك
اضافه کردن مثال
اضافه کردن