ترجمه "prawica" به فارسی

جناح راست, راست, راستگرا بهترین ترجمه های "prawica" به فارسی هستند.

prawica noun feminine دستور زبان

książk. prawa dłoń, prawa ręka [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • جناح راست

    noun
  • راست

    adjective

    I ustawi owce po swojej prawicy, a kozły po lewicy.

    'و او گوسفندهایش را در طرف راست خود قرار خواهد داد، امّا بزه هایش را در طرف چپ.

  • راستگرا

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " prawica " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Prawica
+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • راست

    adjective

    I ustawi owce po swojej prawicy, a kozły po lewicy.

    'و او گوسفندهایش را در طرف راست خود قرار خواهد داد، امّا بزه هایش را در طرف چپ.

تصاویر با "prawica"

اضافه کردن

ترجمه های "prawica" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه