ترجمه "prawiczek" به فارسی
باکره, دوشیزه, ساده بهترین ترجمه های "prawiczek" به فارسی هستند.
prawiczek
noun
masculine
دستور زبان
mężczyzna, który nie odbył jeszcze stosunku płciowego [..]
-
باکره
nounPróbowaliśmy być mili i chyba nadal jesteśmy prawiczkami.
ما تمام کارای اون یارو رو انجام دادیم ولی هنوز باکره هستیم.
-
دوشیزه
noun -
ساده
noun
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " prawiczek " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
اضافه کردن مثال
اضافه کردن