ترجمه "rada" به فارسی
نصیحت, پند, اندرز بهترین ترجمه های "rada" به فارسی هستند.
wypowiedź skierowana do kogoś, zawierająca zalecenie, jak się należy zachować w określonej sytuacji [..]
-
نصیحت
nounMój ojciec nigdy nie dał mi wielu rad.
پدرم هیچگاه مرا زیاد نصیحت نمی کردند.
-
پند
nounNiemniej można je pokonać dzięki stosowaniu się do rad biblijnych.
با وجود این، اگر پند نوشتههای مقدس را دنبال کنید، میتوانید بر این دشواریها فائق آیید.
-
اندرز
nounUsłuchanie tej rady biblijnej może ułatwić młodym szczęśliwe ułożenie sobie wspólnego życia.
آری، بکار بستن این اندرز کتاب مقدس میتواند در موفقیت زندگی زناشویی مؤثر باشد.
-
ترجمه های کمتر
- توصیه
- خبر
- رایزنی
- سویت
- شورا
- صوابدید
- عقیده
- مشورت
- مصلحت
- نظر
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " rada " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
ترجمه با املای جایگزین
-
پند
nounNiemniej można je pokonać dzięki stosowaniu się do rad biblijnych.
با وجود این، اگر پند نوشتههای مقدس را دنبال کنید، میتوانید بر این دشواریها فائق آیید.
عباراتی شبیه به "rada" با ترجمه به فارسی
-
کمیته نظارت
-
شورای امنیت
-
رادیم کلرید
-
کابینه
-
كومكون
-
شوراي اداري
-
شورای اروپا
-
شورای اروپا