ترجمه "ramię" به فارسی

بازو, دست, دوش بهترین ترجمه های "ramię" به فارسی هستند.

ramię noun neuter دستور زبان

anat. część kończyny górnej pomiędzy stawami: barkowym a łokciowym [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • بازو

    noun

    Jestem hipochondrykiem i pamiętam, że zdrętwiałe ramię może oznaczać atak serca.

    من یه آدم مالیخولیایی هستم و به یاد آوردم که بی حس شدن بازو نشانه حمله قلبی است.

  • دست

    noun

    Jestem tylko dużym ziemniakiem z ramionami, nogami i głową.

    من يه سب زميني گنده با دست و پا و سرم.

  • دوش

    noun

    Kiedy już ją znajdzie, bierze ją na ramiona i się cieszy.

    و وقتی آن گمشده را یافت، آن را روی دوش خود میگذارد و شادی میکند.

  • ترجمه های کمتر

    • شانه
    • کتف
    • کول
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ramię " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ramię"

عباراتی شبیه به "ramię" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "ramię" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه