ترجمه "ramka" به فارسی

قاب ترجمه "ramka" به فارسی است.

ramka noun Noun feminine دستور زبان

mała rama, obramowanie np. z listewek [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • قاب

    noun

    Wyszedł więc i kupił plastikową ramkę na fotografię.

    پس او به بیرون رفت و یک قاب عکس پلاستیکی خرید که عکس رو داخل آن بگذاره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " ramka " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "ramka"

عباراتی شبیه به "ramka" با ترجمه به فارسی

  • قاب نوشته
  • ا.آ.اف.اس · ا.آ.اف.اس (قالبهاي خواندن باز) · توالي هستهاي · توالي ژن · توالی نوکلئوتید · جعبه تاتا · رمزهها · منشا همانندسازي
  • قاب شی غیر محدود
  • تجهيزات پرورش کرم ابریشم · تجهیزات پرورش نوغان · مزارع كرم ابريشم
  • قاب شیء مورد نظر
  • اسباب زنبورداري · استخراجكنندههاي عسل · بخشهاي كندو · تجهیزات کندو · جداكنندههاي زنبور ملكه · شانهاي ثابت · مزارع كندو
اضافه کردن

ترجمه های "ramka" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه