ترجمه "ranny" به فارسی
مجروح ترجمه "ranny" به فارسی است.
ranny
adjective
noun
masculine
دستور زبان
taki, który ma ranę [..]
-
مجروح
adjectiveCiężko ranny syn zostaje szybko przewieziony do szpitala.
و پسر که به شدت مجروح شده فورا به بیمارستان منتقل میشود.
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " ranny " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
تصاویر با "ranny"
عباراتی شبیه به "ranny" با ترجمه به فارسی
-
جانباز
اضافه کردن مثال
اضافه کردن