ترجمه "rano" به فارسی

صبح, بامداد, sobh بهترین ترجمه های "rano" به فارسی هستند.

rano noun adverb neuter دستور زبان

wcześnie w ciągu dnia [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • صبح

    noun

    Okres czasu od początku dnia do południa (12:00).

    Dziś rano Tom zjadł zupę jarzynową.

    امروز صبح تام سوپ سبزیجات خورد.

  • بامداد

    noun

    Okres czasu od początku dnia do południa (12:00).

    Aaron wzniósł im również ołtarz i nazajutrz rano złożyli na nim ofiary.

    هارون برای آنها مذبحی نیز ساخت و بامداد روز بعد در آنجا قربانیهایی اهدا کردند.

  • sobh

  • ترجمه های کمتر

    • بام
    • بامدادی
    • سحرگاه
    • صبحدم
    • صبحگاهی
    • فردا
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rano " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "rano" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rano" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه