ترجمه "reprezentacja" به فارسی

نماینده, نمایندگی, هیئت نمایندگی بهترین ترجمه های "reprezentacja" به فارسی هستند.

reprezentacja Noun noun feminine دستور زبان

grupa osób, które występują w czyimś imieniu [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • نماینده

    noun

    użyję stali jako reprezentacji metali,

    من فولاد را بعنوان نماینده برای فلزات بکار میگیرم،

  • نمایندگی

    noun

    albo jeśli masz robota, który potrzebuje reprezentacji,

    یا اگه رباتی دارید که به اجرای سرگرمی نیاز داره، لطفا با من تماس بگیرید، نمایندگی بات.

  • هیئت نمایندگی

    noun
  • ترجمه های کمتر

    • هیات نمایندگان
    • وکالت
  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " reprezentacja " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "reprezentacja"

عباراتی شبیه به "reprezentacja" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "reprezentacja" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه