ترجمه "reprezentant" به فارسی
نماینده, تابع, شاگرد بهترین ترجمه های "reprezentant" به فارسی هستند.
reprezentant
noun
masculine
دستور زبان
osoba działająca w imieniu jakiejś grupy, reprezentująca kogoś lub coś [..]
-
نماینده
nounProsty i łatwy, to: będąc amerykanami, zadzwońcie do swojego reprezentanta, senatora.
کار ساده و آسان این است: شما شهروندان آمریکایی هستید، به نماینده تان و سناتورتان تلفن بزنید.
-
تابع
noun -
شاگرد
noun
-
ترجمه های کمتر
- طرفدار
- مرید
- هواخواه
- پیرو
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reprezentant " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reprezentant" با ترجمه به فارسی
-
مجلس نمایندگان ایالات متحده آمریکا
اضافه کردن مثال
اضافه کردن