ترجمه "reszta" به فارسی
باقيمانده, تفاضل, رسوبی بهترین ترجمه های "reszta" به فارسی هستند.
reszta
noun
feminine
دستور زبان
elementy, które zostały [..]
-
باقيمانده
Zakopałem je razem z resztą rzeczy w ziemi.
مادرت و همه چيزهاي باقيمانده در زمين براي امانت
-
تفاضل
noun -
رسوبی
noun
-
ترجمه های کمتر
- قسمت باقی مانده
- پسمانده
-
ترجمههای ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید
ترجمه خودکار " reszta " به فارسی
-
Glosbe Translate
-
Google Translate
عباراتی شبیه به "reszta" با ترجمه به فارسی
-
باقیمانده
-
قانون تقابل درجه دوم
-
رشت
-
بقیه اش مال خودت
اضافه کردن مثال
اضافه کردن