ترجمه "roczny" به فارسی

سالانه ترجمه "roczny" به فارسی است.

roczny adjective masculine دستور زبان

mający, liczący jeden rok [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • سالانه

    adjective

    To więcej, niż roczna liczba dzieci dotkniętych rozwodem rodziców.

    این بیش از شمار کودانی است که سالانه تحت تاثیر طلاق والدین قرار میگیرند.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " roczny " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

عباراتی شبیه به "roczny" با ترجمه به فارسی

  • کپسیکوم آنوئوم
  • حلقههاي درخت · حلقههاي يكساله · حلقههای رشد · چوب ديررس · چوب زودرس
  • گياهان يكساله · یکسالهها
  • امانت · درستکاری · درستی · دیانت · صداقت
  • حلقههاي درخت · حلقههاي يكساله · حلقههای رشد · چوب ديررس · چوب زودرس
  • لولیوم تمولانتوم
  • حلقههاي درخت · حلقههاي يكساله · حلقههای رشد · چوب ديررس · چوب زودرس
  • کپسیکوم آنوئوم
اضافه کردن

ترجمه های "roczny" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه