ترجمه "rod" به فارسی

رودیم, رادیوم بهترین ترجمه های "rod" به فارسی هستند.

rod noun masculine دستور زبان

chem. pierwiastek chemiczny o symbolu Rh i liczbie atomowej 45; [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • رودیم

    از عنصرهای جدول تناوبی عنصرها

  • رادیوم

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rod " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

ترجمه با املای جایگزین

Rod

zdrobn. Rodryg

+ اضافه کردن

"Rod" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای Rod در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

ROD دستور زبان

= rodzinny ogród działkowy (ew. rodzinne ogrody działkowe lub rodzinne ogródki działkowe)

+ اضافه کردن

"ROD" در فرهنگ لغت لهستانی - فارسی

در حال حاضر ما هیچ ترجمه ای برای ROD در فرهنگ لغت نداریم، شاید بتوانید یکی را اضافه کنید؟ حتماً ترجمه خودکار، حافظه ترجمه یا ترجمه های غیرمستقیم را بررسی کنید.

تصاویر با "rod"

اضافه کردن

ترجمه های "rod" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه