ترجمه "rodzynek" به فارسی

کشمش ترجمه "rodzynek" به فارسی است.

rodzynek noun masculine feminine دستور زبان

suszone winogrono [..]

+ اضافه کردن

لهستانی-فارسی فرهنگ لغت

  • کشمش

    noun

    Człowiek cieszy się na deser, a tu rodzynki.

    براي خوردن دسر هيجان زده ميشي ، اما بعدش برات کيکي ميارن که توش کشمش داره.

  • ترجمه‌های ایجاد شده الگوریتمی را نشان دهید

ترجمه خودکار " rodzynek " به فارسی

  • Glosbe

    Glosbe Translate
  • Google

    Google Translate

تصاویر با "rodzynek"

عباراتی شبیه به "rodzynek" با ترجمه به فارسی

اضافه کردن

ترجمه های "rodzynek" به فارسی در زمینه، حافظه ترجمه